نحوه بررسی ویژگی‌های آب‌های منطقه ( آبهای سطحی و زیرزمینی)

یكی از مهمترین پارامتر‌های محیط فیزیكوشیمیایی منابع آب می‌باشد. بدیهی است هر گونه فعالیت توسعه بدون وجود منابع آب امكان‌پذیر نخواهد بود. از جمله پارامتر‌های تحت تأثیر منابع آب، محیط‌‌های بیولوژیك و محیط‌های اقتصادی- اجتماعی و سایر پارامتر‌های محیط فیزیكوشیمیایی می‌باشند. به منظور بررسی ویژگی‌های منابع آب در مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی، منابع آب به دو بخش آب‌های سطحی و آب‌های زیر زمینی تقسیم می‌شوند. به منظور بررسی ویژگی‌ آب‌های سطحی و زیرزمینی پارامتر‌های تحت بررسی عبارتند از:

آبهای سطحی
- شناسایی منابع آبهای سطحی (رود‌ها، تالاب‌ها، دریاچه، دریا و غیره)
- میزان آب‌های جاری و ساكن، تغییرات دبی و غیره
- كیفیت فیزیكی – شیمیایی، بیولوژیكی و لیمنولوژیكی منابع آب‌های سطحی در ایستگاه‌های مختلف بر حسب مصارف مختلف (آشامیدنی، صنعتی، بهداشتی، كشاورزی و غیره)
- سازه‌های آبی موجود و آتی الگو‌های زهكشی، كانال و سیستم‌های آبیاری
- فیزیوگرافی
- خصوصیات هیدرولوژیكی
- منابع آلاینده آب
- خود پالایی رودخانه در ایستگاه‌ها
- كمیت و كیفیت پساب‌های ورودی و دیگر خروجی‌های آلاینده آب و مقایسه آن‌ها با استاندارد‌های ملی یا بین المللی



آبهای زیرزمینی
- شناسایی میزان و سطح ایستابی آب‌های زیر زمینی در محدوده مطالعاتی
- ویژگی‌های سفره‌های آب زیر زمینی
- مصارف مختلف و محدودیت‌های توسعه برای برداشت و پتانسیل این منابع
- شناسایی كیفیت آبهای زیرزمینی بر حسب مصارف مختلف (آشامیدنی، كشاورزی، صنعتی، بهداشتی و غیره) بر اساس نمونه‌برداری‌ها و مقایسه با استاندارد‌های ملی و بین المللی
- منابع آلاینده آبهای زیرزمینی
- كمیت و كیفیت آلاینده‌های ورودی و مقایسه آنها با استاندارد‌های ملی یا بین‌المللی
[منوری، سید مسعود، 1380].

آبهای سطحی
آب سطحی شامل آب باران، پساب، رودخانه دائمی و مانند آن‌ها می‌باشد. فعالیت‌های انسان می‌تواند منجر به افزایش میزان تركیبات موجود در آب سطحی شوند.به عنوان مثال، فاضلاب‌های حاوی مواد آلی كه به آب سطحی اضافه می‌شوند. بنابراین تشخیص كیفیت آب‌های سطحی و اثرات فعالیت‌های انسان بر روی كیفیت آب‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. منظور از كیفیت آب خصوصیات فیزیكی، شیمیایی و بیولوژیكی آن می‌باشد. پارامتر‌های فیزیكی شامل رنگ، بو، درجه حرارت، مواد جامد، كدورت، روغن و چربی می‌باشد. پارامتر‌های شیمیایی مربوط به مواد آلی شامل BOD ( اكسیژن مورد نیاز بیوشیمیایی)، COD ( اكسیژن مورد نیاز شیمیایی)، TOC ( كل كربن آلی) و TOD ( كل اكسیژن مورد نیاز) می‌باشد. پارامتر‌های شیمیایی غیر آلی شامل شوری، سختی، PH، اسیدی بودن، قلیائیت، موادی شامل آهن، منگنز، كلراید‌ها، سولفاتها، سولفید‌ها، فلزات سنگین، نیتروژن و فسفر‌ها می‌باشد و پارامتر‌های بیولوژیكی شامل كلیفرم‌ها، كلیفرم‌های مصنوعی، پاتوژن‌های ویژه و ویروس‌ها می‌شوند]Canter, L.W., 1996[.

- منابع آب‌های سطحی
منطقه 22 جزء حوزه آبریز دریاچه نمك و زیر حوزه كرج – جاجرود می‌باشد. رودخانه كرج به عنوان آبراهه اصلی زیر حوزه كل جریانات سطحی منطقه را زهكشی می‌نماید. این رودخانه از دامنه‌های جنوبی البرز و از ارتفاعات شمال كرج منشا یافته و پس از دریافت آبراهه‌های متعدد در راستای شمال به جنوب جریان می‌ یابد .این رودخانه پس از عبور از شهر كرج وارد محدوده دشت شده در راستای شمال باختری، خط جنوب خاوری جریان می‌یابد. در طول مسیر رودخانه‌های كن واقع در منتهی الیه بخش شرقی محدوده مطالعاتی و پرندك، مسیل‌های خروجی از تهران را دریافت داشته و نهایتاً‌ از جنوب خاوری شهر تهران به رودخانه جاجرود پیوند می‌خورد.
رودخانه جاجرود نیز از بلندی‌های شمال خاوری زیر حوزه منشا گرفته و پس از دریافت مسیل‌ها و شاخه‌های متعدد در پشت سد لتیان ذخیره می‌گردد. رودخانه جاجرود پس از عبور از سد لتیان در شمال دشت ورامین از طریق بند انحرافی به مصرف كشاورزی می‌رسد. نهایتاً‌ این رودخانه به رودخانه كرج می‌پیوند و تحت نام شور از زیر حوزه خارج می‌گردد.
رودخانه كن از دیگر جریانات سطحی زیر حوزه كرج – جاجرود است كه از ارتفاعات حد فاصل رودخانه كرج و جاجرود منشأ گرفته و شمال باختری شهر تهران از طریق بند‌های انحرافی سنتی به مصرف آبیاری باغات این منطقه می‌رسد. بستر این رودخانه در حد فاصل ورود به دشت تا محل تلاقی با جاده كرج – تهران خشك بوده لیكن از این پس با دریافت پساب‌‌های شهری، جریانات مسیل‌های متعدد نظیر ولنجك و فرحزاد و كانال‌های خروجی فاضلاب تهران مجدداً‌ جریان یافته و در جنوب خاوری شهر تهران به رودخانه جاجرود ملحق می‌گردد.
رودخانه‌های كرج، جاجرود، كن و ... كه در زمره مهمترین جریانات سطحی زیرحوزه بوده و كلیه روان‌آبهای سطحی و مسیل‌های جاری در زیر حوزه را دریافت می‌دارند، در درجه اول از طریق ذوب برفهای ذخیره شده درارتفاعات جنوبی البرز و بارش‌های فصلی تغذیه شده و به‌خودی‌خود دارای رژیم طبیعی همانند دیگر جزئیات سطحی كه از ذوب برف‌ها منشأ می‌كیرند، می‌باشند [ شركت تماب ، 1359].
از زیر حوزه كرج – جاجرود سالانه جمعاً‌ معادل 85/730 میلیون مترمكعب از رودخانه‌های جاری در محدوده زیرحوزه برای تأمین مصارف كشاورزی بهره ‌برداری می‌گردد. این بهره‌برداری از طریق سد‌های مخزنی لتیان و امیر كبیر، شبكه‌های آبیاری دشت ورامین و كرج و بند‌های انحرافی سنتی و بتنی احداث شده بر روی رودخانه‌های كن، شور، سرخه حصار و همچنین نصب موتور تلمبه‌های متعدد در حاشیه رودخانه‌های مذكور صورت می‌پذیرد.
از كل حجم آب استحصال یافته از رودخانه‌ها، 4/679 میلیون متر مكعب 93% كل برداشت از آب‌های سطحی در محدوده اراضی دشتی و 45/51 میلیون مكعب معادل 7% كل برداشت از آب‌های سطحی در اراضی غیر دشتی و كوهستانی به مصرف می‌رسد.
حجم آب برداشت شده در واحد هیدرولوژیك ورامین 35/508 میلیون مترمكعب ( معادل 6/69%) و حجم آب برداشت شده در واحد‌ هیدرولوژیك دماوند برابر 02/19 میلیون مترمكعب ( معادل 6/2%) است.
عمده‌ترین رودخانه‌های محدوده طرح كه از ارتفاعات جنوبی كوه‌های البرز سرچشمه می‌گیرد، عبارتند از: رودخانه كن و ورد آورد. رژیم این دو رودخانه برفی- بارانی است.
منطقه مورد مطالعه به سه حوزه اصلی كن، ورد آورد و میانی تقسیم می‌شود.
مقدار آبدهی متوسط سالانه رودخانه كن بر اساس آمار 25 ساله معادل 2/2 مترمكعب در ثانیه و یا 4/69 میلیون مترمكعب در سال‌ محاسبه شده است. دبی سالانه رودخانه كن بین حداكثر 69/4 مترمكعب در ثانیه معادل 9/147 میلیون متر مكعب در سال تا حداقل 98% مترمكعب در ثانیه معادل 9/30 میلیون مترمكعب در سال متغیر بوده است.

ماه فروردین پرآب‌ترین و شهریور كم آب‌ترین ماه‌های سال برای آبدهی رودخانه می‌باشد
[ شركت تماب ، 1359].
بیش از 2 ماه آبدهی رودخانه بیش از متوسط آبدهی رودخانه بوده و می‌توان حداقل سه متر مكعب از آن را مورد استفاده قرار داد. این دو ماه بیشتر در ماه‌های اسفند تا اریبهشت اتفاق می‌افتد. دراین ماه‌ها استفاده از آب رودخانه به حداقل می‌رسد و مازاد آن بدون استفاده از دشت خارج می‌شود، لذا می‌توان از این جریان به راحتی استفاده نمود.
نسبت طول كلیه آبراهه‌ها دریك حوزه آبخیز به مساحت آن را تراكم آبراهه گویند. هر چه از ارتفاعات به سمت مناطق جنوبی منطقه 22 شهرداری تهران كه دشتی نیز می‌باشد پیش برویم از تراكم آبراهه‌ها به علت نفوذ و گسترش در لایه‌های زیرین كاسته می‌شود.
آورد سالانه رودخانه كن درایستگاه سولقان 72 میلیون مترمكعب در سال و معادل 29/2 مترمكعب در ثانیه می‌باشد . بیشترین دبی درسال آبی 48- 1347 معادل 03/6 مترمكعب در ثانیه و كمترین دبی برابر با 56/0 مترمكعب درثانیه در سال آبی 39-1338 می‌باشد. به طور معمول جریان رودخانه با شروع بارندگی‌ها از مهرماه به تدریج افزایش یافته و در ماه فروردین با اضافه شدن ذوب برف به حداكثر می‌رسد. پس از فصل سیلاب بتدریج دبی آن كاهش می‌یابد و در بلند مدت در اواسط تابستان و اوایل پاییز به حداقل می‌رسد. حداقل متوسط بلند مدت دبی ماهانه مربوط به مهرماه با 46/0 متر مكعب در ثانیه و حداكثر متوسط بلند مدت مربوط به ماه فروردین با 31/7 متر مكعب درثانیه است. حداكثر دبی ماهانه در طول دوره آماری ایستگاه برابر 10/26 مترمكعب در ثانیه و در اردیبهشت سال آبی 71-1370 حداقل دبی ماهانه در مرداد و شهریور سال آبی 60- 1359 برابر صفر بوده است. طبق نتایج میانگین متحرك 5 ساله دوره 45- 1334 دوره پرآب و مجدداً دوره 64-1354 دوره كم آب و دوره 72- 1364 جزء دوره پر آب محسوب می‌گردد[ تقدسی،نازلی، 1377].
بررسی دوره‌های تداوم در سال متوسط (55-1354) نشان می‌دهد كه بیش از 2 ماه آبدهی رودخانه بیشتر ازمتوسط آبدهی رودخانه بوده است. این دوماه اكثراً‌ در ماه‌های اسفند تا اردیبهشت اتفاق می افتد. دراین ماه‌ها استفاده از آب رودخانه به حداقل رسیده و مازاد برآن بدون استفاده از دشت خارج می‌گردد. در دوره‌‌های خشك نیز در دوماه مذكور میزان آبدهی بیش از 4 متر مكعب در ثانیه است. آورد ســالانه ســه ســـال (71-1370(سال پــرآب)،54-1353 (سال متوسـط) و 69- 1368( سال كم آب )) به ترتیب حدود 151، 71 و 42 میلیون متر مكعب در سال می‌باشد. همچنین بررسی دوره‌های تداوم آبـدهی در میانگین دوره آمـاری 71-1349 نشان می‌دهد كه در 3 ماه از سال آبدهی رودخانه بیش از آبدهی متوسط بوده كه این سه ماه در ماه‌های اسفند تا اردیبهشت اتفاق می‌افتد. حجم آورد متوسط سالانه رودخانه كن در این سه ماهه حدود 77% آورد سالیانه كل رودخانه می‌باشد.
آورد سالیانه در دوره آماری مورد مطالعه برابر 62/47 میلیون مترمكعب است كه حدوداً 60% از آورد سالانه رودخانه كن می‌باشد. در سه ماهه اسفند، فروردین و اردیبهشت حجم متوسط سیلاب برابر6/43 میلیون متر مكعب می‌باشد كه حدوداً 19% از حجم متوسط سالیانه را تشكیل می‌دهد.
تغییرات ذخیره رطوبتی در حوزه (خاك) با توجه به در نظر گرفتن یك دوره آماری معادل صفر می‌باشد. به این صورت كه تغییرات سال‌های خشك وتر در یك دوره آماری و یا حتی در یك سال به صورت ماه‌‌های خشك و تر به این فرض كمك می‌كنند. علاوه براین فرض جریان آب زیرزمینی نیز به صورت جریان پایه در ایستگاه هیدرومتری اندازه‌گیری می‌شود. دبی جریان به صورت متوسط در ایستگاه كن – سولقان به صورت سالیانه حدود 63/2 مترمكعب بر ثانیه می‌باشد كه مربوط به زیرحوزه كن است و دبی جریان به صورت متوسط در ایستگاه چیتگر ( زیرحوزه وردآورد) حدود 92/1 مترمكعب در ثانیه می‌باشد. بیشترین دبی متوسط جریان در زیرحوزه كن در ماه اریبهشت می‌باشد كه میزان آن حدود 41/8 مترمكعب در ثانیه می‌باشد و بیشترین دبی متوسط جریان در زیرحوزه وردآورد در ماه بهمن اتفاق می‌افتد و میزان آن حدود 38/3 مترمكعب در ثانیه می‌باشد . بیشترین میزان حداكثر و حداقل دبی جریان سالانه در ایستگاه كن – سولقان به ترتیب حدود 08/0 و 08/16 متر مكعب در ثانیه می‌باشد. بیشترین آورد سالانه در زیرحوزه كن، سولقان اتفاق می‌افتد و میزان آن در حدود 447/80 میلیون متر مكعب می‌باشد و در زیرحوزه وردآورد این میزان در حدود 776/16 میلیون متر مكعب می‌باشد.
ایجاد رواناب سطحی و جریان آب در رودخانه‌ها و همواره با فرسایش خاك و حمل مواد رسوبی همراه می‌باشد[ آب منطقه‌ای تهران،1373].

(خصوصیات شیمیایی آب‌های جاری (رودخانه‌های كن و ورد آورد))

- PH(اسیدیته آب)
PH آب رودخانه كن در حدود 17/8 و PH آب رودخانه وردآورد در حدود 8 می‌باشد.
سختی كل (Total hardness)[
میزان سختی كل درآب‌های جاری را عملاً‌ یون‌های كلسیم و منیزیم تشكیل می‌دهند.
میزان سختی كل در رودخانه كن در حدود mgl-1 4/183 و دررودخانه وردآورد در حدود mgl-1 173 می‌باشد.



- قلیائیت كل (Alcalinty)
اهمیت قلیائیت در آب‌ها بدین علت است كه میزان بالاتر قلیائیت نشان دهنده PH پایدارتر درآب می‌باشد. میزان قلیائیت كل در رودخانه‌های كن و وردآورد حدود 150 تا 210 میلی‌گرم در لیتر می‌باشد.

-كل مواد جامد محلول در آب T.D.S
این مواد از كربناتها، كلرور‌ها، سولفاتها و فسفاتها تشكیل شده است. میزان TDS در رودخانه كن در حدود mgl-1 322 می‌باشد.

- نور
رودخانه‌های كن و وردآورد كه در ارتفاعات واقع شده‌اند به جز در برخی نواحی كه عمق دره‌ها زیاد می‌باشد و مابقی قسمت‌ها از حیث دسترسی نور خورشید محدودیتی ندارند.

خصوصیات بیولوژیكی آبهای جاری (كن و وردآورد)
در رودخانه‌های كن و وردآورد از لحاظ رهاسازی گونه‌های ماهی سرد آبی (قزل‌آلا) و پرورش آنها از نظر دما محدودیتی وجود ندارد. اصولاً‌ آب جاری این گونه رودخانه‌ها در مناطق بالا دست تحت تأثیر دمای ذوب برف بوده و به علت سرعت زیاد كمتر از محیط تأثیرپذیری دارند، همچنین وجود دیوار‌ه‌های بلند كوهستانی و دره‌های عمیق كه در امر نوررسانی به آن‌ها محدودیت زیادی ایجاد می كنند، در اثرپذیری شدید رودخانه‌ها از دمای محیط ممانعت شدیدی به عمل می‌آورند.
در رودخانه‌های كن و ورد آورد به دلیل وسعت حوزه آبخیز و میزان آبدهی و مورفولوژی حاصل، شرایط نسبتاً‌ مناسبی از نظر فون و فلور پلانكتونها و وجود برخی از گونه‌های جانوری به ویژه گاماروس و لارو و شفیره حشرات حاكم می‌باشد. در مورد خصوصیات شیمیایی آب رودخانه‌های كن و وردآورد از نظر پرورش ماهیان سرد‌آبی مناسب می‌باشد. با توجه به اینكه میزان اكسیژن محلول در رودخانه بالادست، رها سازی و پرورش ماهیان سردآبی مشكلی ندارد و نیز وجود سیكلوپسها، گاماروسها و غیره در رودخانه‌های كن و وردآورد جهت پرورش ماهیان سردآبی از پارامتر‌های مثبت می‌باشد[ آب منطقه‌ای تهران، 1373].


آبهای زیر زمینی
به منظور ارزیابی اثرات زیست محیطی در منطقه مورد مطالعه شناخت منابع آب زیرزمینی و تأثیر پروژه پیشنهادی بر روی این منابع از اهمیت خاصی برخوردار است. بیشتر مشكلات جهانی محیط زیست می‌تواند دلالت بر منابع آب زیرزمینی همچون اثر باران اسیدی بر روی كیفیت آب زیرزمینی داشته باشد. بدیهی است به دلیل افزایش روز‌افزون جمعیت و نیاز به مصرف بیشتر آب، با كاهش منابع آب مواجه خواهیم شد، لذا در این راستا می‌بایست از منابع آبهای زیرزمینی منطقه حفاظت به عمل اید.

منابع آبهای زیرزمینی
اگرچه سد‌های كرج و لتیان در تأمین آب شرب شهر تهران نقش بسزایی ایفا می‌كنند، معذالك در سال‌های اخیر و روند افزایش استفاده ازمنابع آب زیرزمینی دشت تهران همچنان ادامه داشته و در حال حاضر نزدیك به 25 درصد از آب مورد نیاز شهر از چاه‌های مورد نظر كه برخی از آن‌ها دارای كیفیت بسیار مطلوبی نیز می‌باشند تأمین می‌گردد. كیفیت آب زیرزمینی دشت تهران مناسب و در قسمت‌های جنوب دشت بر میزان املاح آن افزوده می‌گردد[ آب منطقه‌ای تهران،1373].
منشأ تشكیل آبهای زیرزمینی منطقه تهران عبارت از ریزش‌های جوی و جریان آن‌ها از كوه‌های البرز به سمت رسوبات آبرفتی و متخلخل دوران چهارم می‌ باشد لذا جریان آب زیرزمینی توسط یك سیستم مخزنی وسیع از مناطق كوهستانی شمال به سمت دریاچه كویر در جنوب، طی مسیر می‌نماید. واردات اصلی به سفره آب زیر زمینی عبارتند از: تغذیه طبیعی از رودخانه‌های شمالی و تغذیه از چاه‌های فاضلاب و یا نفوذ آب‌های توزیع شده از چاه‌ها و قنوات[قوامی، سیامك 1366]. عمق سطح آب زیرزمینی معمولاً‌ در نواحی شمالی در مخروطه افكنه‌های رودخانه‌های كن و كرج بیش از 100 متر و در نواحی مركزی منطقه بین 30 تا 50 متر و بتدریج به طرف جنوب منطقه با افزایش فاصله از مناطق كوهستانی كم عمق‌تر گردیده، تا آنكه در انتها در حوالی جنوب شرقی حوزه آب زیرزمینی در سطح زمین ظاهرگردیده، مناطق باتلاقی و جریان‌های زهكشی سطحی ایجاد می‌نماید.
شیب هیدرولیكی آب زیر زمینی در نواحی شمالی تهران بیش از 10 متر در كیلومتر و در سمت مركزی بین 8 –6 متر در كیلومتر و در مناطق پایین دست كمتر از 4 متر در كیلومتر است.
سرعت آب زیر زمینی از 2 متر در روز در مناطق شمالی مخروطه افكنه‌های رودخانه‌های اصلی تا 5/0 متر در روز در سایر مناطق جلگه‌ای و كمتر از 10 سانتی متر در روز در مناطق جنوبی حوزه تغییر می‌نماید [ قوامی، سیامك 1366].
بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی شهر تهران بوسیله دو رشته قنات به كانال‌های ناصریه و كوثریه با آبدهی 600 تا 1000 متر مكعب درساعت و 42 حلقه چاه با آبدهی 18000 متر مكعب صورت می‌پذیرد. چاه‌های تأمین آب آشامیدنی فوق الذكر در منطقه طرشت، كن، یافت‌آباد، افسریه، مشیریه، شهرك صدر، سعید آباد و اداره مركزی قرار دارند. در حال حاضر فقط 32 حلقه از آن‌ها با آبدهی 14000 متر مكعب در ساعت مورد بهره‌برداری قرار گرفته، بقیه بعلت نقص فنی در مدار سرویس قرار ندارند. علاوه بر چاه‌های فوق الذكر تعداد 98 حلقه چاه با آبدهی 14000 متر مكعب در ساعت آب مورد نیاز فضای سبز عمومی شهر تهران و بعضی از مشتركین پر مصرف را تأمین می‌نمایند. آبدهی این چاه‌ها از 100 تا 200 متر مكعب در ساعت و با متوسط كاركرد 6 تا 20 ساعت جمعاً‌1000 ساعت در سال متغیر است.[آب منطقه‌ای تهران،1373].
در محدوده منطقه 22 شهرداری تهران واقع در غرب تهران منبع تغذیه مخازن آب‌های زیرزمینی، ریزش‌های جوی است كه در ارتفاعات جنوب البرز مركزی و بر سطح دشت می‌بارد.
بر حسب داده‌های ژئوفیزیكی، وضعیت آبخوان در قسمت‌های شمالی و میانی دشت بسیار خوب و بتدریج به طرف جنوب از پتانسیل و قدرت آبدهی آن كاسته می‌گردد.
تغییرات سالیانه سطح آب زیر زمینی در تمام نواحی دشت به یك اندازه نبوده بطوری كه در قسمت‌های شمالی و میانی دشت بسیار خوب و بتدریج به طرف جنوب از پتانسیل و قدرت آبدهی آن كاسته می‌گردد.
تغییرات سالیانه سطح آب زیر زمینی در تمام نواحی دشت به یك اندازه نبوده به طوری كه در قسمت‌های شمالی دشت حدود 9-8 متر و در حوالی جنوب دشت به 1/5- 1 متر می‌رسد.
بیشترین افت سطح آب تهران، در محدوده غرب رودخانه كن و از 5- تا 60- متر متغیر می‌باشد[سازمان آب منطقه‌ای تهران،1378].

كیفیت آب‌های زیر زمینی منطقه 22 شهرداری تهران
سختی آبهای زیرزمینی منطقه 22 شهرداری تهران، 0 تا 300 میلی‌گرم در لیتر و میزان سولفات آن كمتر از یك میلی اكی والان در لیتر می‌باشد. حرارت آبهای زیرزمینی منطقه 18- 0 درجه سانتی‌گراد است كه اندازه گیری مربوطه به حرارت آبهای زیرزمینی در فصلی انجام شده‌اند كه حداكثر آبیاری در آن انجام می‌شود بنابراین به نظر می‌رسد كه ارزش اندازه‌گیری‌های مزبور خوب باشد. مخصوصاً‌ چون سطح آب‌های زیرزمینی غالباً‌ خیلی پایین بوده، از تأثیر تغییرات دمای هوا مصون مانده است. لازم به توضیح است كه درفصل اندازه‌گیری‌ها (بهار) با نفوذ آب‌های سیلابی مقدار زیادی آب خنك كه از ذوب شدن برف‌ها حاصل گشته وارد سفره‌ها می‌شود.
به طور كلی در تهران آب اسیدی وجود ندارد و PH آب‌های زیر زمینی در ناحیه موردنظر 8- 5/7 می‌باشد. با توجه به نتایج حاصل از آنالیز شیمیایی در محدوده غرب رودخانه كن قابلیت هدایت الكتریكی آب‌های زیر زمینی در حوالی ارتفاعات جنوبی البرز در تهران در حدود 600 میكروموس بر سانتی‌متر ولی در حوالی چیتگر بعلت نفوذ پساب‌های صنعتی مقدار هدایت الكتریكی به صورت منطقه‌ای با یك افزایش شدید در حدود3500 میكروموس بر سانتی‌متر می‌باشد. مقدار كلر درمنطقه 22 شهرداری تهران حدود 30 میلی‌گرم در لیتر و در بخش میانی به 40 میلی‌گرم در لیتر می‌رسد.

بررسی آلودگی آبهای زیرزمینی غرب تهران
از جمله مهمترین مشكلات زیست محیطی مشكلات زیست محیطی مربوط به احداث واحد‌های صنعتی در ایران، آلودگی‌ هوا و آلودگی منابع آب اعم از آب‌های سطحی و زیر زمینی می‌باشد. محدوده منطقه 22 شهرداری تهران كه در غرب تهران واقع شده است، محل تمركز صنایع مختلف است. ضمن اینكه شهرك‌های مسكونی نیز در منطقه دیده می‌شود.
هزینه بر بودن احداث تصفیه‌خانه‌های فاضلاب باعث گردیده كه برخی صنایع منطقه مشكل فاضلاب خود را با تخلیه آن به نزدیكترین آب سطحی (رودخانه‌های كن و ورد آورد) و یا اكثراً ( نظیر مناطق مسكونی) با تخلیه در چاه‌های جاذب حل نمایند [ حكیم پور، كوروش و سیمین ناصری، 1378].
در منطقه مورد مطالعه، صنایع محدودی دارای سیستم تصفیه فاضلاب مناسب بوده و صنایع واجد این تأسیسات غالباً‌ با مشكل بهره‌برداری و نگهداری روبرو هستند.
به دلیل كم آبی از سال‌ها قبل سهم قسمتی از آب شرب ساكنین تهران بزرگ را چاه‌های عمیق تشكیل داده است و روند بهره‌برداری در اینده نیز گسترش خواهد یافت. آب‌های زیرزمینی غرب تهران، قسمت عمده آب شرب و كشاورزی مورد نیاز این منطقه را تأمین می‌نماید. در برخی نقاط به ویژه در شهرك‌هایی نظیر شهرك الله اكبر، شهرك انبیاء و روستای گلدسته از توابع اسلامشهر، آلودگی میكروبی وجود دارد. تغییرات دترجنت و فسفات در منابع آب زیرزمینی منطقه كه در امتداد رودخانه‌های كن و وردآورد واقع شده است نشان می‌دهد كه غلظت این تركیبات غالباً‌ از شمال به جنوب افزایش می‌یاید. دلیل عمده اینگونه آلودگی‌ها دفع غیر اصولی فاضلاب از مناطق مسكونی موجود و یا صنایع منطقه می‌باشد. باید توجه داشت كه به بهای احداث یك واحد صنعتی هرگز نباید زمینه‌های آلودگی شدید محیط زیست فراهم گردد، زیرا در این‌ صورت دستیابی به توسعه پایدار امكان‌پذیر نخواهد بود. اكثر صنایع مهم تهران در منطقه غرب آن و حد فاصل سه محور اصلی اتوبان كرج، جاده مخصوص كرج و جاده قدیم كرج قرار دارند. بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی در دشت درگذشته به صورت قنوات بوده ولی طبق آمار موجود تا سال 1340 حدود 136 حلقه چاه و در حال حاضر تعداد حدود 1900 حلقه چاه در محدوده دشت آمار برداری شده است. از تعداد 95 رشته قنات موجود تنها 2 رشته باقیمانده و بقیه خشك و متروك شده اند. چاه های حفر شده از نوع عمیق و نیمه عمیق با ظرفیت‌های گوناگون هستند كه مصارف آنها درزمینه‌های شرب، بهداشت، صنعت و كشاورزی می‌باشد. آب مناطق بالاتر از بزرگراه تهران – كرج دارای املاح و سختی كمتری نسبت به مناطق پایین دست خود هستند. تیپ آب محدوده مورد نظر در قسمت‌‌های شمالی و شمال‌شرقی و شمال غربی و غرب از بیكربناته بوده و قابل استفاده در بخش‌های شرب، صنعت و كشاورزی است. در بخش كوچكی در جنوب تپه‌های چیتگر ازجمله در شهر‌ك‌‌های چیتگر شمالی و دانش به دلیل ساختار زمین‌شناسی خاص منطقه و قرار گرفتن بر روی آبرفت‌های قدیمی و مارن‌گچ‌دار، تیپ آب به سولفاته تغییر می‌یابد. درقسمت‌‌های انتهایی دشت نیز به صورت نواری می‌توان آب كلروره را مشاهده نمود. امروزه به دلیل وجود فاضلاب‌های شهری و صنعتی، تیپ آب سولفاته بخش بزرگی از محدوده مطالعاتی را فرا گرفته است. بطوریكه تقریباً‌ از حوالی جاده مخصوص كرج تا قسمت‌های وسیعی از مركز دشت این روند رو به گسترش می‌باشد. در محدوده طرح مطالعاتی واقع در غرب تهران منبع تغذیه مخازن آب‌های زیر زمینی، ریز‌ش‌های جوی است كه در ارتفاعات جنوب البرز مركزی و بر سطح دشت می‌بارد. سفره‌های آب زیر زمینی منطقه مورد نظر به سبب نزدیكی به منابع تغذیه و ارتفاعات حوزه آبگیر و نیز جنس و دانه‌بندی دشت، تقریباً‌ از كیفیت مناسبی برخوردار هستند، لیكن در طول مسیر و در انتهای دشت، بتدریج از كیفیت خوب آنها كاسته می‌گردد. با این وجود مناطق جنوبی دشت در مقایسه با بسیاری نقاط دیگر از مركز ایران دارای آبی با كیفیت نسبتاً‌ مطلوب می‌باشند. با توجه به برداشت‌های بیش از حد مجاز از آبخوان و آلوده‌سازی آبخوان به وسیله دفع فاضلاب‌های شهری – صنعتی توسط چاه‌های جذبی و عدم وجود تاسیسات تصفیه فاضلاب در محدوده طرح، سفره آبهای زیرزمینی بتدریج دارای بار آلودگی شده و این روند رو به توسعه می‌باشد. با توجه به استاندارد‌های آب شرب ملی و بین المللی، منابع آب زیرزمینی منطقه به دترجنت آلوده هستند. لازم به یادآوری است كه حداكثر مجاز غلظت دترجنت‌ها طبق استاندارد آب آشامیدنی ایران برابر 2/0 میلی‌گرم در لیتر می‌باشد. مقایسه مقادیر سرب و كادمیوم آبهای زیرزمینی منطقه 22 شهرداری تهران با استاندارد‌ ملی و بین المللی موید آلودگی منابع آب به فلزات سنگین مذكور است. به طوریكه آب دانشكده كشاورزی دانشگاه تربیت مدرس و شهرك چیتگر شمالی آلوده به سرب و كادمیوم می‌باشند [ حكیم پور، كوروش و سیمین ناصری، 1378].

منابع آلاینده‌ آب‌های زیرزمینی منطقه 22 شهرداری تهران
وجود صنایع درمنطقه مورد مطالعه موجب گردیده است كه منابع آب و خاك به شدت از نظر زیست محیطی مورد تهدید قرار گیرند. بخش عمده‌ای از این آلودگی‌ها از طریق فرایند تولید محصول به افراد جامعه مصرف كننده آن منتقل می‌شود. با ایجاد دو منطقه مسكونی و صنعتی – مسكونی در شمال منطقه كشاورزی اگر برای جمع‌آوری، دفع و تصفیه فاضلاب آنها به سرعت اقدامی انجام نشود، ضمن كاهش منابع آب به لحاظ واقعیت‌های فنی، آلودگی‌های ناشی از نفوذ فاضلاب خانگی و صنعتی و حركت آن به طرف جنوب، مسائل حاد زیست محیطی را در منطقه كشاورزی ایجاد خواهد نمود. این در حالی است كه اگر سیستم جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب در حد مطلوب در شهر‌ك‌‌های بالادست وجود داشته باشد می‌تواند وضع كشاورزی را در جنوب منطقه بهبود بخشد. پساب تصفیه خانه مشترك گروه صنعتی بهشهر و پاكسان اگر چه تا حدی تصفیه می‌گردد به طور مرتب از طریق یك لوله تخلیه، از صد‌ها متر دورتر به رودخانه كن می‌ریزد و موجب آلودگی زیست محیطی آن می‌گردد. از سوی دیگر فاضلاب كارخانه داروگر نیز با وضعیتی مشابه اما بدون هر گونه تصفیه توسط لوله‌كشی ‌از صد‌ها متر دورتر، سبب آلودگی شدید رودخانه ورد آورد می‌گردد. كه مقادیر آن به مراتب از استاندارد ملی تخلیه فاضلاب‌های صنعتی به آب‌های سطحی است. بدیهی است با آلوده شدن آب رودخانه‌‌های فوق الذكر، در اثر نفوذ فاضلاب‌های جاری در بستر رودخانه‌ها آلودگی منابع آبهای زیرزمینی منطقه با شدت بیشتری پیش خواهد رفت. البته در منطقه مورد مطالعه صنایعی هم وجود دارند كه مجهز به سیستم‌های مجزای تصفیه فاضلاب صنعتی و فاضلاب‌های بهداشتی‌ هستند، كه از آن جمله می‌توان به كارخانه ارج اشاره نمود. بنابراین وضعیت كیفی آبهای زیرزمینی در دشت شمالی از نوع خوب و قابل شرب می‌باشد ولی در قسمت‌های مركزی و جنوب منطقه به دلیل توسعه شهرك سازی و بارگذاریهای صنعتی و كارگاهی و افزایش روز افزون فاضلاب‌های شهری – صنعتی ، آلودگی‌‌های شیمیایی و میكروبی منابع آب زیرزمینی منطقه رو به افزایش است. با توجه به افت سطح آب سفره زیرزمینی به علت برداشت زیاد از آبخوان منطقه، از حجم كمی سفره بتدریج كاسته شده و آبخوان در چندین دهه اینده مورد تهدید قرار می‌گیرد. علاوه بر این به دلیل تزریق فاضلاب‌های صنعتی و شهری توسط چاه‌های جذبی به آبخوان بر آلودگی تدریجی سفره‌های آب زیرزمینی اضافه می‌گردد و پیش‌بینی می‌شود كه در چندین سال اینده قسمت‌های مسكونی جنوب دشت دارای آب غیر بهداشتی و غیر قابل شرب گردند [ حكیم پور، كوروش و سیمین ناصری، 1378].